تبليغاتX
خط سوم
 

 

ميرزا كاتب السلطنه چنين روايت نمود كه در ايام ماضيه، وزيرالوزرا _ كه جان رعاياي ممالك محروسه به فدايش باد _ پس از مكالمه و ديدار با وزيرالوزراي بلاد اُروس در نطقي غرّا فرمودند: ما از ايام طفوليت به ياد داريم كه با كشور دوست، برادر، مسلمان و همسايه يعني روسيه روابط دوستانه اي داشته ايم و حتي باهم گرگم به هوا و خاله بازي هم مي كرديم. وزيرالوزراي روسيه را هم از وقتي طفلي شيرخواره بود و شير مادر از هر غذايي براي نوزاد بهتر است، مي شناختيم. در آن ايام چون مرحوم ابوي و والده اش برايش تولد نگرفته بودند عقده اي شده بود. بنابراين ما و قبله عالم روحي فداه، بالاتفاق تصميم گرفتيم در مراسمي برايش شمع روشن كرده و هديه اي نيز تهيه فرموديم از قبيل چند درصد ناقابل از سهم خودمان در درياي خزر كه طي مراسمي اعطا فرموديم و البته اين سهم را هم ما از پدرمان به ارث برده بوديم. يكي از راپورتچيان از وزيرالوزرا پرسيد كه آيا وزيرالوزراي اروس به خاطر هديه از شما تشكر هم كرد؟ و وزيرالوزرا با شادماني فراوان فرمودند: بلي. ايشان از ما و قبله عالم بسيار سپاسگزاري كرده و از ما خواستند وقت برنامه اتمي مان را كه البته حق مسلم ماست، بيشتر كنيم تا ايشان بتوانند دفعه آينده با خانم و بچه ها تشريف بياورند تا ما براي آن ها هم تولد بگيريم و البته به ما و قبله عالم قول داده اند براي جبران هديه ما ايشان نيز كمونيسم را رها كرده و به آغوش اسلام عزيز پناه بياورند، انشاالله.

ميرزا مخبرالدوله نيز راپورتي فرستاده در اين مضمون كه قبله عالم دستور فرموده اند رعاياي ممالك محروسه ماليات هايشان را كه هر ساله با طيب خاطر و دودستي تقديم مي كنند افزايش دهند زيرا كه مردم مظلوم فلسطين نفت ندارند و ما بايد برايشان بيمارستان احداث كرده و اشتغال زايي فرماييم. هركس هم ناراضي باشد مي تواند خودش را به برادرخوانده وزيرالوزرا يعني حاج حسن نصرالله معرفي كند تا ايشان با دستان متبرك خود چند عدد نارنجك به او ببندد و در كوچه و خيابان منفجر شود.

در اخبار يوميه نيز آمده كه وزيرالوزرا به قبله عالم قول داده اند تا آخر سال جاري قمري، تمام كتاب مفاتيح الجنان را حفظ كرده و ازبر بخوانند تا بدينوسيله اسلام را از شر دشمنانش از قبيل امپرياليزم و استكبار جهاني و امريكاي جهانخوار و اسرائيل كه بايد از بين برود و دشمن، حفظ كنند.     

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم آبان 1386ساعت 0:4 توسط حميد |

 

 «و قاف حرف آخر عشق است

 آنجا که نام کوچک من آغاز می شود.»

                                                  قیصر امین پور

 

حرف اول نام کوچکش آخرین حرف عشق بود و خودش آخر عشق. روحش شاد.   

+ نوشته شده در جمعه یازدهم آبان 1386ساعت 23:37 توسط حميد |