تبليغاتX
خط سوم
 

فعلا عشق را فراموش کنید...

                       کلاغ ها برگشته اند،

            زمستان است.

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم آذر 1386ساعت 0:5 توسط حميد |

 

توضيح: با وجود اينكه هيچ وقت دوست نداشته ام در اين وبلاگ متني بنويسم كه مخاطب خاصي داشته باشد ولي با توجه به اهميتي كه اين موضوع برايم دارد، اين كار را مي كنم.

 

دوست عزيزم جعفر بزاز از دوستان بسيار خوب من است. تا يكي دو سال قبل هم دانشكده اي بوديم و حالا كه هر دو فارغ التحصيل شده ايم هنوز باهم در ارتباطيم و از آن دوستاني است كه از تيپ شخصيتي اش خيلي خوشم مي آيد. اگر خاطرم ياري كند حوالي عيد امسال بود كه از جعفر خواستم لينك وبلاگم را در وبلاگش دید هفتم كه وبلاگ تخصصي معماري است قرار بدهد و او هم گفت من حتما بايد مطلبي در مورد معماري بنويسم تا قضيه تبادل لينك اتفاق بيافتد. البته من حدود يكي دو ماه قبل كه داشتم دستي به سر و روي وبلاگم مي كشيدم، وبلاگ هاي تخصصي معماري دوستانم را هم در ليست پيوندها گذاشتم و جعفر هم يكي از آن ها بود و البته چون من هنوز مطلب معماري ننوشته بودم، خط سوم در ليست پيوندهاي وبلاگ ديد هفتم نبود. يك هفته قبل رفته بودم ديدن جعفر و طاهر  در دفتر كارشان. جعفرگفت: «حميد من لينكت كردم تو هم بالاغيرتا يه چيزي در مورد معماري بنويس. در مورد «خانه» بنويس كه موضوع راحتي هم هست.» در واقع،اين بار قضيه برعكس شده بود؛ يعني اگر تا حالا من از جعفر (به شوخي و جدي) مي خواستم لينكم كند و او نمي كرد! حالا من لينك شده ام و او از من مصرّانه مي خواهد مطلب معماري بنويسم.

حالا كه اين همه مقدمه چيني كردم، روي سخنم با جعفر عزيز است: اگر تا حالا متني درباره معماري در خط سوم پست نكرده ام به اين دليل است كه نوشتن كار بسيار سختي است آن هم در مورد معماري. من بي تعارف  مي گويم كه دانش اين كار را ندارم. انگيزه اصلي نوشتن اين پست هم اين است كه بعضي از دوستان آرشيتكت كه تعدادشان كم هم نيست (و البته جعفر از اين دسته نيست)، گويا تفاوت ترجمه و تاليف را نمي دانند. وبلاگشان را كه مي بينم ياد قضيه شعر دزد و شاعر دزد مي افتم. ترجمه را به عنوان تاليف منتشر كردن آن هم بدون ذكر نام نويسنده، كاري است كه من يكي از پس آن برنمي آيم. در ضمن به نظر من (كه نظري كاملا شخصي است)، وقتي كسي ادعاي وبلاگ نويسي مي كند و هيچ مطلبي از خودش منتشر نمي كند، زياد عمل خوشايندي به نظر نمي رسد؛ مخصوصا در مورد وبلاگ هاي تخصصي و به طور اخص، معماري.

جعفر عزيزم! من وقتي نتوانم يك توالت را به درستي طراحي كنم، بسيار بي وجداني خواهد بود اگر در مورد معماري مطلبي بنويسم. من تا امروز كه هفت سال از ورودم به دنياي معماري مي گذرد، فقط توانسته ام چهار كار طراحي انجام بدهم كه بزرگترين آن ها نود متر مربع مساحت داشته و يكي از اين چهار كار هم فقط يك درب بوده. هرچند كه هر چهار كارم را دوست دارم و ذهنيتي را كه داشته ام توانسته ام اجرا كنم، ولي باز هم دليلي نمي بينم كه در بوق و كرنا بدمم كه آي جماعت! من يك آرشيتكت هستم.!!

جعفر بزاز، دوست بسيار نازنينم! من ترجيح مي دهم معماري را تبديل به نوشته نكنم. اگر روزي تا پايان عمرم بتوانم دانش خود را بيشتر كنم و اثري خلق كنم كه ماندگار باشد، به يكي از آرزوهاي بزرگم خواهم رسيد و اگر هم نتوانم در حد خودم تلاشم را كرده ام.

دوست بسيار گرامي ام، جعفر عزيز! من مطلبي در باب معماري نخواهم نوشت چون نمي توانم. بسيار خوشحال خواهم شد اگر لينك خط سوم را از ليست وبلاگ هاي معماري پاك كني و اگر هم تمايل داشتي اين مطلب را به يادگار از من به عنوان يكي از پست هايت بگذاري. سپاس.

فعلا.

     

+ نوشته شده در جمعه دوم آذر 1386ساعت 1:34 توسط حميد |